و 180 برآمد. او احتمالاً در لوديه، در نزديكي كوه سيپولوس، زاده شد. سياح و عتيقهشناس يوناني. اثر او موسوم به توصيف يونان در ده كتاب كه در وهلهٴ اول راهنمايي براي سياحان تحصيلكرده بود، در اثناي حدود 160 و 174 نوشته شد. اين اثر اساسيترين مآخذ ما راجع به مكانشناسي يونان است و حاوي اطلاعات گرانبهايي دربارهٴ هنر (ازجمله نقاشيهاي گمشده)، همچنين راجع به فرهنگ مردم و خرافات يوناني است. ((در كنار پوزانياس، بسياري از ويرانههاي يوناني دهليزي خواهد بود با يك راهنما)) (فريزر). ما در اثر او توصيفات كمي دربارهٴ عجايب طبيعت مييابيم، و گزارشي دربارهٴ كرم ابريشم چيني و صنعت نوغان1 (آخر كتاب ششم).
ح. طب هلنيستي و چيني
جالينوس
جالينوس2 در 129 در پرگا زاده شد و در 70 سالگي درگذشت. كالبدشناس، پزشك و فيلسوف، پس از بقراط، بزرگترين پزشك قديم. او تعداد زيادي از حيوانات، ولي تعداد بسيار معدودي از اجساد انساني را كالبدشكافي كرد، شمار زيادي از موضوعات تازه را در زمينهٴ كالبدشناسي، وظايفالاعضا، جنينشناسي، آسيبشناسي، معالجات و داروشناسي كشف كرد. او تجارب وظايفالاعضايي مختلفي انجام داد، ازقبيل تعيين چگونگي كار تنفس و نبض، كار كليهها، مخ و مغز تيره در سطوح مختلف. او بهطور تجربي ثابت كرد كه سرخرگها حاوي و حامل خون است و بريدن حتي يك سرخرگ كوچك كافي است تا در عرض نيم ساعت يا كمتر تمام خون از بدن خارج شود،3 دهليز راست پس از ساير بخشهاي قلب از تپش بازميايستد و ميميرد. او از رؤيا تعبيري نيمه عقلاني (وظايفالاعضايي) عرضه كرد و متوجه برخي اهميتهاي طبي آن شد.
مزيت عمدهٴ او در انتظام و وحدت بخشيدن به معلومات و تجارب كالبدشناسي و طبي يونانيان است. او نويسندهاي پركار، فصيح و توانا بود. او كوشيد تا طب را يكباره بر مبنايي تجربي و عقلاني قرار دهد، ولي از درك محدوديتهاي روش قياسي در قلمرو زيستشناسي قاصر ماند. با اين حال، او بيننده و آزمايشگري دقيق بود. معلومات وسيع، هوشمندي، قدرت بيان و جزميتش سبب شد تا اقتدار او تا سدهٴ شانزدهم مخدوش نگردد. او متمايل به توضيح علل غايي بود و نَفْسگرايي ارسطويي را هرچه بيشتر تثبيت كرد. او يكي از بزرگترين فلاسفهٴ طب در قرون وسطي است.